نخستین شهید مدافع حرم گیلان؛سرهنگ دوم پاسدار شهید امیررضا علیزاده
بسم ربّ القاسم الجبارین
ما را مدافعان حرم آفریده اند یک موج، از تلاطم یَم آفریدهاند
بسم ربّ القاسم الجبارین
ما را مدافعان حرم آفریده اند یک موج، از تلاطم یَم آفریدهاند
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس،به مناسبت دومین سال شهادت شهید بزرگوار امیررضا علیزاده ، اعضای بسیج جامعه زنان سپاه قدس گیلان با خانواده ی ایشان دیدار کردند.این شهید عزیز در 12مهر ماه 1354 در رشت دیده به جهان گشود و در 10 اردیبشهت 1392 در سفارت ایران در سوریه توسط مزدوران اسرائیل به شهادت رسید.
از خصوصیات بارز این شهید گرانقدر تواضع، کم حرفی، عشق به خانواده ورفتار خوب با همسر وفرزندان ومهمان نوازی ودوری از تکلف وداشتن زندگی ساده، تحمیل نکردن امور شخصی خود به دیگران، داشتن نظم چشمگیر، دقت در تمامی کار های محوله شغلی، وبزرگداشت اساتید ومربیان، اغتنام فرصتها ودقایق عمر، سرکشی به دوستان واقوام وبرادران دینی،پرهیز از جدال وستیزه جویی، داشتن روحیه ی اجتماعی، پرهیز از انزوا وگوشه گیری، دوری از کبر وغرور وخود پسندی، عفو واغماض دیگران، برخورداری از روحیه ی سپاسگزاری، تهذیب نفس، واقع بینی، اغراق گریزی، یأس زدایی، امید بخشی، همه سو نگری، عدم اعتنا به سرزنشهای بدخواهان وساده لوحان، و بسیاری از خصلتهای انسانی که او را یک انسان نمونه کرده بود.
این مراسم با سخنرانی سرتیپ پاسدار ایرج مسجدی مشاور فرماندهی نیروی قدس سپاه و مداحی حاج مسعود عارفی در مسجد امام رضا(ع) بلوار شهید انصاری رشت برگزار شد.

اشهد ان لااله الا الله، وحد لا شريك له و اشهد ان محمد عبده و رسوله و ان اميرالمومنين علي ابن ابيطالب (ع) وصييه و ولي ا...
با سلام و خالصانه درودها به ارواح طيبه شهداي راه حق وحقيقت، از هابيل تا به امروز و با سلام و درود بر روح مطهر وملكوتي حضرت امام خميني (رضوان الله تعالي عليه) كه صداي حقانيت اسلام وتشيع را به گوش جهانيان رسانيد و پردههاي جهل وغفلت را از مقابل چشمان آلوده به كنار زد وتجلي نور را به همگان نشان داد.
و با سلام و خالصانه ترين درودها به قطب عالم امكان حضرت بقيه الله الاعظم( ارواحنا المقدمه الفداء) كه قلوب دردمند و گرفته ما را با دعاهاي خويش مداوا و بر معاصي ما كه سنگ محبتش را به سينه ميَكوبيم گريان است.
خدايا! امام ما را از ما گنه كاران، راضي و خشنود فرما و ما را از نوكران حقيقي و شيعيان واقعي ايشان قرار ده!
خداوندا تو خود شاهد باش كه امروز توبه از همه گناهانم ميكنم و اميدوارم كه مرا ببخشي و در زمرهي عبادالله المخلصين قرار دهي!
وضعيت جهان امروز وضع عجيب و پيچيدهاي است تمام جهان كفر با تمام عدّه و عُدّه خود به جنگ با نور الهي آمده و درصدد است تا با هجمهاي تمام عيار اين نور را خاموش نمايند در اين راستا كشتار سربازان خداوند در زمين تجاوز و تعدي به آسايش و آرامش مسلمانان سلب حاكميت اسلام از بلاد مسلمانان و جايگزين نمودن شبه مسلمانان بر اين بلاد حمايت از ظلم و ستم و ... از الفباي اقدامات نكبت بار رژيم طاغوتي و كافر است در اين حال با الهام و اراده الهي مردم دنيا به خروش آمدهاند و يك يك نظامهاي وابسته به دنياي الحاد را سرنگون مينمايند.
اين رويارويي مستقيم ميان حق و باطل از نشانههاي بيداري بيش از پيش مردم دنياست كه به شكلي غير قابل باور تار و پودهاي ليبرال دموكراسي غرب را از هم جدا ميكنند. حال وظيفه ما بعنوان عضوي از جامعه عظيم ام القراي جهان اسلام چيست؟
مسلماً انديشيدن و انتقال انديشههاي ناب و گسترش كادر جهان اسلام و هدايت و تعميق تفكرات مسلمانان و آشنايي آنان با سيره حقيقي پيامبر آخرالزمان و ائمه هدي ميتواند در اين راستا موثر باشد همان گونه تاكنون نيز شاهد موفقيت اين روند بوده وهستيم. اميدوارم كه اين حركت با سرعت نور ادامه يابد و به زودي شاهد باشيم تا علم اسلام ناب محمدي(ص) بر رفيع ترين قلههاي جهان به اهتزاز درآيد و شاهد گرايش بيش از پيش جهانيان بسوي حق وحقيقت باشند.
بنده حقير و ملتمس دعا-امير رضا عليزاده 5/1/1392
سرهنگ پاسدار ابراهیم جوادی در گفتوگو با خبرنگار تسنیم در رشت، اظهار داشت: مهدی داوودی، کاراتهکای نوجوان بسیجی مدال طلای خود را به علی علیزاده، فرزند نخستین شهید مدافع حرم گیلان اهدا کرد.
وی افزود: این قهرمان نوجوان گیلانی به پاس قدردانی از مقام شامخ شهدای مدافع حرم، مدال طلای خود را که به سختی در مسابقات بین المللی چهار جانبه آذربایجان کسب کرده بود به پسر نوجوان شهید علیزاده تقدیم کرد.
رئیس ستاد کنگره 8 هزار شهید گیلان این اقدام تحسین برانگیز کاراتهکای نوجوان را در امتداد ایثار و تقویت روحیه ازخودگذشتگی دانست و افزود: توجه قشر ورزشکار بهویژه نسل نوجوان به ارزشهای معنوی و آرمانهای شهیدان در جامعه امروز در راستای ترویج فرهنگ ایثار بوده و قابل ستایش است.
جوادی، یاد و نام شهیدان اسلام بهویژه شهدای مدافع حرم را گرامی داشت و گفت: پاسدار شهید امیررضا علیزاده، نخستین شهید گیلانی مدافع حرم 10 اردیبهشت ماه 1392 در سوریه به شهادت رسید و از این شهید بزرگوار 2 فرزند به نامهای مطهره متولد 1380 و علی متولد 1386 به یادگار مانده است.
به گزارش خبرگزاری تسنیم؛ مهدی داوودی، ورزشکار نوجوان بسیجی دی ماه سال گذشته در مسابقات بین المللی کاراته چهار جانبه آزاد آذربایجان در شهر باکو در وزن منهای 35 کیلوگرم و رده سنی نونهالان (9 و 10 سال) موفق به کسب مدال طلا شده بود.
همسرشهید علیزاده گفت: سال تحویل در چهار پنج کیلومتری شلمچه بودیم. همسرم به بچه ها گفت: بچه ها زمان تحویل سال دعا کنید من شهید بشوم.
به گزارش اختصاصی کوله بار، شهید سرهنگ دوم پاسدار امیررضا علیزاده 12 مهر سال 1355 در رشت متولد شد. او فارغ التحصیل رشته علوم سیاسی و پاسدار بود. سال 77 ازدواج کرد و حاصل این ازدواج دو فرزند به نام های مطهره و علی است. شهید علیزاده فروردین 92 اعزام و 10اردیبهشت همان سال در 37 سالگی در خودروی بمب گذاری شده در مقابل سفارت ایران در سوریه به شهادت رسید و پیکر بدون سر و دستش به وطن بازگشت. طبق گفته خانواده اش او بارها به سوریه اعزام شده بود اما خانواده اطلاعی از چگونگی و زمان آن نداشتند اما آخرین مرحله در تاریخ 15 فروردین سال 92 به سوریه اعزام شد و در این مرحله در طول یک ماه از او بی خبربوده اند و آخرین بار سه روز قبل از شهادت تماس می گیرد و می گوید 3 روز بعد میآیم و دقیقاً 3 روز بعد یعنی 37 روز پس از آخرین اعزام در تاریخ 10 اردیبهشت 92 در شهر حلب سوریه به شهادت می رسد. شهید علیزاده از خانواده ارزشی و روحانی شهرستان رودسر بوده که در تمامی عرصههای ماموریتی سپاه حضور فعال و پرشور داشت و سرانجام مزد زحمات خود را گرفته و توسط مزدوران صیهونیستی و آمریکایی در جلوی درب سفارت ایران و سوریه در خودروی بمب گذاری شده به شهادت رسید. در ادامه گفت و گوی خبرنگار کوله بار با بانو زهرا ایمان پور همسر بزرگوار شهید علیزاده، اهل شهرستان صومعهسرا و دبیر می خوانید.
از خصوصیات اخلاقی همسر تان بگویید.
همیشه گشاده رو بود و لبخند خاصی همیشه به صورت داشت. بسیار خوش رو و مهربان بود و یکسری از موضوعات برای او خیلی مهم بود مثل حجاب، خانواده، پیروی از ولایت فقیه، دین و ...
چطور با شهید آشنا شدید؟
با خواهرش در دانشگاه هم کلاس بودم. خواهرش مرا برای برادرش در نظر گرفت. به او گفته بود دوستی دارم در دانشگاه که اخلاق و افکارش شبیه توست. سال دوم دانشگاه که بودم همزمان وارد حوزه هم شدم، مسئله انگار جدی شده بود، روز میلاد حضرت علی آمدند منزل ما برای صحبت های اولیه. خواهرش تعریف می کرد که امیر آقا بعد از اقامه نماز صبح گفته: “الان برویم خواستگاری”. هرچقدر هم به او گفتند الان زود است گفته فاصله زیاد شهرها زیاد است، تا برسیم دیر می شود. بلاخره آمدند و صحبت ها که انجام شد، نیمه شعبان عقد کردیم. حدودا نه ماه عقد بودیم و میلاد حضرت فاطمه عروسی گرفتیم.

دوازده روز از ماه برگ ریزان پاییزی سال 54 گذشته بود که فرزندی درکوی دباغیان خیابان پل عراق رشت از پدری بنام اصغر کارمند توشیبا و مادری بنام طاهره جوینده رودسری خانهدار پا به عرصه حیات نهاد وهیچکس نمیدانست قرار است ده روز از ماه اردیبهشت 92 بگذرد و او خلق حماسه دیگری را با سر بریده و در بین الحرمین حضرت رقیه و حضرت زینب سلام الله علیها و غریبانه در کشور سوریه برپا نماید و به ندای «هل من ناصر» اربابش حضرت حسین ابن علی7 لبیک گوید و به خیل شقایقهای خونین کربلا ملحق شود.
امیررضا دومین فرزند این خانواده بود و از همان طفولیت تا آخرین لحظاتی که شهید شد و پیکر ندیدهاش را در گلزار شهدای رودسر به خاک سپردند دارای لبخندی زیبا ، متواضع و صمیمی بود که هیچگاه این خصوصیات از ذهن دوستدارانش محو نخواهد شد.
وقتی در سالهای جنگ پدر خانواده عازم جبههها میشد چشم براه دیدنش بود که چه وقت درب خانه برویش باز شود تا او را در آغوش بگیرد و برایش از جبهه و دلاوریهای رزمندگانش بگوید که آنها چگونه بزرگترین افتخارات تاریخی را رقم میزدند اما امیر همیشه بیقرار بود، بیقرار جبهه و جنگ و زمانی آرام میگرفت که پدر را در کنارش میدید و امیر میگفت: همیشه تا آمدن پدر به خانه لحظه شماری میکردم و از اولین گامهایش در انتهای کوچه مطهری تا رسیدن به پلاک 12 خانهمان رصد میکردم و نگاهم را حتی لحظهای از رخسار پدر بر نمیداشتم تا از او تصویر روشنی در ذهنم داشته باشم و وقتی او میرسید بوی دل انگیز جبهه را حس میکردم و سرمست میشدم وقتی از زبانش از خاطرات جنگ و سنگر و خاکریزها و شجاعتها و ایثارگریها و شهادتطلبیهای رزمندگان دلاور اسلام میگفت که چگونه آنها مرگ را به بازی گرفته و دلهای دشمنان اسلام را به وحشت و لرزه انداخته بودند و اما این امیر، عاشق شهادت بود که در حسرت رفتن به جبهه میسوخت و حتی روزی به مادرش گفته بود میرم جبهه تا مثل پسرهای حاج آقا جنیدی; شهید بشم.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از رودسر، بیست و هفت سال از جنگ نابرابر تحمیلی میگذرد؛ دورانی که استقامت و پایداری جوانان انقلابی، ایران زمین را در تمام جهان ماندگار کرد. از برکت آن دوران، جای جای ایران اسلامی با عطر و بوی شهدا عطرآگین شد چراکه روستا به روستا، شهر به شهر و حتی دور افتادهترین نقاط این خاک اسلامی دلاورمردانی را تقدیم این آب و خاک کرده است.
تاریخ پر افتخار ایران اسلامی همواره نشان دهنده این است که جوانان، سرمایه این کشور, راه پشتیبانی از ولایت و دفاع از آرمانهای انقلاب را صراط مستقیم زندگی خود قرار دادهاند و تنها راه سعادت را دفاع از مرز و بوم اسلامی میدانند.
گیل زنان و مردان گیلان با تقدیم 8 هزار کبوتر خونین بال در دوران دفاع مقدس افتخار بزرگی را در تاریخ اسلامی ایران نصیب این استان کردند.
استانی که وجب به وجب خاکش بوی شهدا میدهد و سیمای استان نیز بیانگر این است که جوانان گیلانی همانطور که دلاورانه در زمینهای کشاوزی به کار و تلاش میپردازند در لحظات حساس و بحرانی، دلاورانه به پا میخیزند و مانند شیرانی دلیر با غرشی سهمگین لرزه بر اندام دشمنان اسلام و انقلاب میاندازند.
امروز جوانان این مرز و بوم بهدرستی دریافتند که مهم نیست از کدام نسل انقلاب باشی. این روزها دروازه شهادت برای دفاع از حریم اهل بیت باز است و اهل دل راهی جبهه مقاومت اسلامی میشوند و با صلابت و دلاوری غریبانه و خاموش، دل را راهی و جان را فدای حریم اهلبیت میکنند.
اولین شهید مدافع حرم زینبی, حال و هوای استان را دگرگون و خون غیرت را در رگهای جوانان ولایتمدار گیلانی به جوشش درآورد.
10 روز از اردیبهشت سال 92 گذشته بود که گیلان حال و هوای عاشورایی به خود گرفت. دلیر مردی از شرقیترین نقطه گیلان در بینالحرمین حضرت رقیه(س) و حضرت زینب(س) غریبانه در کشور سوریه با سر و دست بریده حماسهای دیگر برای گیلان رقم زد و به جمع شقایقهای خونین کربلایی پیوست.
اولین شهید مدافع حرم گیلان سرهنگ دوم پاسدار شهید امیررضا علیزاده از خانوادهای ارزشی و روحانی در شهرستان رودسر بود که در تمام عرصههای مأموریتی سپاه، حضور فعال و پرشور داشت و در نهایت مزد زحمات خود را با شهادت گرفت.
برای دیدار با خانواده این شهید بزرگوار در ایام ماه مبارک رمضان راهی منزل پدری این شهید گرانقدر میشوم؛ کمتر از دو ساعتی به افطار مانده که به منزل پدر شهید میرسم.
تابلوی نسبتاً بزرگی منقش به تصویر و نام شهید امیررضا علیزاده بر روی دیوار خانه رو به خیابان، چهره آن خیابان را عرفانی کرده است. با دیدن سیمای دلاور مردی که جان را در مقابل دفاع از معنویات ناچیز میداند حال آدمی دگرگون میشود.
پدر شهید یکی از روحانیون خوشنام و فعال رودسر، با چهرهای آرام و باصفا که همواره گرد پیری و درد فراق فرزند در رخسارش به وضوح پیداست، درب را به رویم باز میکند.
وارد منزل که میشوی عطر و بوی یاد شهید دل را نورانی میکند، خانهای با همان سبک و سیاق قدیمی، گویی پدر و مادر شهید قصد دارند در و دیوار خانه مانند زمان حیات مادی شهیدشان همچنان دست نخورده باقی بماند.
منبع روزنامه کیهان
اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و اشهد اَنَّ محمّد عبده و رسوله و انَّ امیرالمومنین علی ابن ابیطالب (علیه السلام) وصییه و ولی الله.
باسلام وخالصانه درودها به ارواح طیبه شهدای راه حق و حقیقت از هابیل تا به امروز و باسلام و درود برروح مطهر و ملکوتی حضرت امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) که صدای حقانیت اسلام و تَشَیُّع را به گوش جهانیان رسانید و پردههای جهل و غفلت را از مقابل چشمان آلوده به کنار زد و تجَلّی نور را به همگان نشان داد.
و باسلام و خالصانهترین درودها به قطب عالم امکان حضرت بقیه الله الاعظم (ارواحنالمقدمه الفداء) که قلوب دردمند و گرفته ما را با دعاهای خویش مداوا و بر معاصی ما که سنگ محبتش را به سینه میکوبیم گریان است.
خدایا امام ما را از ما گنهکاران راضی و خشنود فرما و ما را از نوکران حقیقی و شیعیان واقعی ایشان قرار ده.
خداوندا توخود شاهد باش که امروز توبه از همه گناهانم میکنم و امیدوارم که مرا ببخشی و در زُمرهی عبادالله المخلصین قرار دهی.
خوش به حال شهدایی که رسیدند آخر...با شهادت به سرانجام اباعبدالله
.:شهید مدافع حرم امیررضا علیزاده:.
ولادت: 12 مهر 1354(رودسر گیلان)
شهادت : 11 اردیبهشت 1392(شب میلاد حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها)
محل شهادت : سفارت جمهوری اسلامی ایران در کشور سوریه
چهلم شهید : شب میلاد آقا اباعبدالله الحسین
پیکر مطهر شهید : نداشتن سر و دست سمت چپ
فرزند شهید گیلانی مدافع حرم گفت: پدرم نعمت اصالت، شجاعت، مردانگی و ایمان را در خونم تزریق نمود، نعمتهایی که هرگز فروشی نیست و حتی پدران به ظاهر ثروتمند هم نمیتوانند در هیچ معاملهای آن را خرید و فروش کنند.
به گزارش ، مطهره علیزاده فرزند شهید امیررضا علیزاده نخستین شهید گیلانی مدافع حرم، در اجلاسیه فرهنگیان کنگره ملی 8 هزار شهید گیلان که در رشت برگزار شد دلنوشتهای خطاب به پدر شهیدش خواند که متن آن به این شرح است:
دلم بهانهات را گرفته بابا جان. به من گفتند که حرفهای ناگفته ام را در این جمع بگویم اما از کجا شروع کنم؟ بابای من، حرف دلم را برایت میگویم ولی آیا میشود یک دنیا حرف را در یک ورق کوچک جای داد؟
حرفهای ناگفته بسیار دارم که با تو بگویم، از دلتنگیهایم و از خاطرات فراموش نشدنی و از روزهای با تو بودن، از خودم و از بزرگ شدن برادر و از صلابت و شجاعت مادر و از قاب عکس پر از خاطرات روی دیوار.
بابای من، خیالت راحت. همه هوایم را دارند اما دلم هوای تو را دارد.
آن روز که تو رفتی من سن و سالی نداشتم اما با تو مردانه عهد بستم که چنان باشم که تو میخواستی، یادگار شهید الهی و مایه افتخار تو باشم؛ سخت است ولی با تو میتوانم.
پدر جان، آیا میشنوی چه میگویم؟ دوست داشتم در کنارم باشی تا سر بر زانوانت بگذارم و درد دلهایم را برایت بگویم.
روزی که نوشتیم بابا، سختترین روز زندگی من و برادرم بود. باید با دستان کوچکمان کلمه بابا را مشق میکردیم. بابا آب داد برایم معنایی نداشت، شاید همه فرزندان شهدا سختترین روز زندگیشان همان روزی بود که "بابا" را مشق کردند.